سيد مهدي حجازي ( مترجم : حجازي و خسروشاهي )
549
درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي )
19 - فضيل بن عياض ( 1 ) گفت : امام صادق به من فرمود : آيا مىدانى شحيح كيست ؟ عرض كردم : أو بخيل است ، فرمود : شحيح بدتر از بخيل است ، بخيل كسى است كه به آنچه در دست دارد بخل بورزد وشحيح كسى است كه به آنچه در دست مردم است وبه آنچه در دست خود دارد بخل بورزد ، تا آن حد كه در دست مردم چيزى را نمىبيند مگر اينكه آرزو دارد چه از راه حلال وچه از راه حرام مال أو باشد ، سير نمىشود ونفع نمىبرد از آنچه خدا به أو روزى كرده است وفرمود : بخيل كسى است كه مال را از راه نامشروع بدست آورد ودر غير جاى خود خرج كند . 20 - امام عليه السّلام فرمود : هر كس مردم را به سوى خود فرا خواند ودر بين ايشان كسى داناتر از وى باشد أو بدعتگزار وگمراه مىباشد . 21 - امام صادق عليه السّلام فرمود : در وصيت لقمان ، چيزهاى شگفت آورى بود ، واز عجيبترين آنها اين است كه به فرزندش گفت : از خدا بترس چنان ترسى كه اگر تمام كارهاى نيك جن وانس را بياورى خدا ترا عذاب خواهد كرد وبه خدا اميد داشته باش ، چنان اميدى كه اگر با گناه همه انس وجن به پيشگاه أو بيايى به تو رحم خواهد كرد ، سپس امام صادق عليه السّلام فرمود : مؤمني نيست مگر اينكه در دل أو ، دو نور موجود است ، نور ترس ونور اميد ، اگر يكى وزن شود زيادتر از آن ديگرى نخواهد آمد . 22 - وامام عليه السّلام فرمود : سه خصلت وجود دارد كه سختترين عمل يك بنده است اينكه : مؤمن از خود انصاف نشان دهد ، مؤمن نسبت به برادر خود مواسات نشان دهد ، مؤمن در هر حال به ياد خدا باشد ، عرض كردند معنى ذكر خدا در هر حال چيست ؟ فرمود : در هر گناه كه مىخواهد آن را انجام بدهد خدا را ياد كند . و [ ياد خدا ] بين أو وبين معصيت حائل شود .
--> ( 1 ) أبو على فضيل فرزند عياض فرزند مسعود فرزند بشر تميمي فندينى زاهد وصوفي مشهور يكى از رجال طريقت ؛ در ابيورد از بلاد خراسان متولد شد وبعضي گفتهاند : در سمرقند تولد يافت ودر نيشابور نشو ونمو كرد ؛ از أصحاب حضرت صادق عليه السّلام است ؛ موثق وعالي مقام است گفتهاند : از عامه مىباشد ؛ ونقل شده كه در اوّل كار راهزن بوده ما بين ابيورد وسرخس ؛ وسبب توبه أو اين بوده كه عاشق زنى مىشود ؛ هنگامى كه از ديوار بالا مىرود براي دستيابى به معشوقه ؛ به گوشش مىرسد آية قرآن ( آيا زمان آن نرسيده است براي آنهايى كه ايمان آوردهاند دلهاى آنها براي خدا خاشع گردد « ، سپس گفت : اى پروردگار بلى وقت آن رسيده است ؛ پس از ديوار پايين آمد وشب در خرابه اى مسكن گزيد در آن جا مسافرها بودند بعضي گفتند : حركت كنيم ؛ وبعضي گفتند : تا صبح شود ؛ زياد فضيل در راه است وممكن است راه را بر ما ببندد پس فضيل توبه كرد ومسافرين را اطمينان داد واز بزرگان شد . فضيل وارد كوفه شد وحديث شنيد بعد به مكّه مهاجرت كرد ومجاور شد تا در محرّم سال 187 وفات كرد وهمان جا مدفون شد ؛ فضيل كلمات ومواعظ مشهوري دارد ؛ وپسرى داشت به نام علي بن فضيل كه در زهد وعبادت بالاتر از پدرش بود واز بزرگان صلحاء بود ؛ وأو از كساني است كه در راه حق كشته محبّت خدا است واز زندگانى چندان بهره نبرد ؛ وروزى در مسجد الحرام نزديك آب زمزم بود شنيد قارى قرآن اين آية را مىخواند ( گنهكاران را در آن روز مىبينى كه در بندها كشيده شدهاند ولباسهايشان از قطران وصورتهايشان از آتش فرو گرفته ) پس صيحه اى كشيد واز دنيا رفت .